ینی بعصی وقتا یک فکرایی میکنی بعد  در راسطای افکارت یک رفتارایی میکنی بعد تهش مث سگ پشیمون میشی که چرا اینجور برخورد کردی که تهش ازت طلبکار بشم ینی هر بار طبق فکرم کاری کردم گندددد زدم و از خودم پرسیدم چرا احساساتی شدی باز ؟ ینی فکر من در سطح اول احساساته و در سطح دوم عقل و منطق دیگه اصن به حرف فکرمم گوش نمیدم :/ البته من زیاد خراب نکردممم اون گند زد بمن و از همین ناراحتم نمیخوام دیگه بسه مگه بقول کتاب هزار خورشید تابان مگه من تفدونم؟ نمیدونم چیه ولی فک کنم یجاییه ک توش تف میکنن :/ اه حالم بد شد.



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

کتاب گویا بلاگ توضیحات تفضیلی رویکا سرگرمی تفریحی آشیونه سیمرغ وبلاگ عاشقان ماشین کـوچــه ی تنهـــــایـی گلدانِ بوسه تحول دانشگاه وبلاگ تخصصی مهندسی مکانیک فروش سکه و اکانت های بازی 8ball pool